غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

غمت روز مرا رسم شب آموخت

دلم را تاب و جانم را تب آموخت

۱

مکن در گریه هر دم عیب چشمم

که این گوهرفشانی زان لب آموخت

۲

ندیدم هیچ مذهب خوشتر از عشق

خوشا آن راهرو کین مذهب آموخت

۳

فرو شوی ای معلم لوح بیداد

که یار این حرف پیش از مکتب آموخت

۴

ستادن نیست اشکم را ندانم

که این سیر از کدامین کوکب آموخت

۵

دلم دور از رخت تا صبحدم دوش

به ماه و زهره آه و یارب آموخت

۶

نجوید جز شراب لعل جامی

ازان دم کز لبت این مشرب آموخت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آموختقافیه: ـب۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آموختآموخت
  2. چشممآموخت
  3. عشقآموخت
  4. بیدادآموخت
  5. ندانمآموخت
  6. دوشآموخت
  7. جامیآموخت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.