دلم چون داستان غم فرو ریخت
سرشک از دیده پر نم فرو ریخت
۱صبا آن زلف پر خم را برافشاند
دل صد بیدل از هر خم فرو ریخت
۲ز دردم هر که دم زد شرح آن را
سرشک لعل من در دم فرو ریخت
۳دل چاکم کزو پیکانت افتاد
چو ریشی دان کزو مرهم فرو ریخت
۴ملایک را چه سود از حسن طاعت
چو فیض عشق بر آدم فرو ریخت
۵ز محرومان نیابی ذوق آن درد
که بر جان و دل محرم فرو ریخت
۶اساس عشق محکم باد جامی
اگر بنیاد زهد از هم فرو ریخت
۷