غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

درمانده ای به حکم قضا از بلا گریخت

زد طعنه جاهلی که فلان از قضا گریخت

۱

چون از قضا گریز تواند کسی که بود

دست قضا عنان کش او هر کجا گریخت

۲

بس اهل معرفت که ز بیگانه آفتی

احساس کرد و در کنف آشنا گریخت

۳

گر نیست از سبب به سبب التجا روا

خیر بشر ز مکه به یثرب چرا گریخت

۴

اسباب چون مظاهر فعل مسبب اند

هر کس گریخت هم ز خدا در خدا گریخت

۵

ای پیر می فروش که رو در در تو کرد

هر کس که از کدورت خود در صفا گریخت

۶

جامی گریخت در تو ز عجب و ریای خویش

زان عجب هم که در تو ز عجب و ریا گریخت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گریختقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گریختگریخت
  2. بودگریخت
  3. آفتیگریخت
  4. رواگریخت
  5. اندگریخت
  6. کردگریخت
  7. خویشگریخت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.