چشمم خیال قد تو جز نخل تر نبست
نخل خیال را کس ازین خوبتر نبست
۱نگذشت در غم تو شبی کآتشین دلم
از دود آه راه نفس بر سحر نبست
۲برداشت وصلت از سر ما سایه وه که بخت
آن مرغ رام ناشده را بال و پر نبست
۳دارد به دور لعل تو بر سر سبوی می
صوفی که جز عمامه تقوی به سر نبست
۴لعلت چو دید اشک من از خنده بس نکرد
بر سایلان کریم در لطف در نبست
۵جز با غمت نرفت ز تن جان بیدلان
بی زاد راه قافله بار سفر نبست
۶جامی که بسته بود کمر در طریق زهد
تا شد اسیر عشق تو دیگر کمر نبست
۷