غزلیاتشمارهٔ ۱۹۳ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبه بزم وصل ما و من نگنجدهمه جان شو که آنجا تن نگنجد۱میان عاشق و معشوق تنگ استچنان صحبت که پیراهن نگنجد۲دل تنگم چه جای محمل عشقشتر در چشمه سوزن نگنجد۳ز داغت دل چنان پر لاله باغیستکه در وی سوری و سوسن نگنجد۴ز لعلت دمبدم چندان در اشکفروریزم که در دامن نگنجد۵ز دود دل چنان شد خانه ام پرکه نور ماه در روزن نگنجد۶خیالش را مکن جامی به دل جایبساط شاه در گلخن نگنجد۷