غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ساقی ما دوش باما در سر انصاف بود

با حریفان چون صراحی با درون صاف بود

۱

چشم مردم دار و لب خندان و ابرو بی گره

بهر محنت دیدگان مجموعه الطاف بود

۲

نامد از آهوی چین بوی غزالم گرچه خود

مشکش اندر نافه مشکین نافه اش درناف بود

۳

شد ز جام باده روشندل فقیه مدرسه

گرچه سر تا پای غرق ظلمت اوقاف بود

۴

شیخ شهرت جو که میدان معارف آب زد

هرچه گفت از وجد و حال خویش یکسر لاف بود

۵

جو کناری از جهان کآواره عزت نیافت

تا نه عزلتخانه عنقا حریم قاف بود

۶

کشف اسرار حقیقت جامی از میخانه خواست

چون کند، تفسیر آن آیت نه در کشاف بود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بودقافیه: ـاف۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بودبود
  2. گرهبود
  3. خودبود
  4. مدرسهبود
  5. زدبود
  6. نیافتبود
  7. خواستبود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.