غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش

می کند ز اغیار حال خویش را خاشاک پوش

۱

وقت گل باشد غنیمت جز به عشرت مگذران

دمبدم در گوش هوشم گوید این معنی سروش

۲

روی همت کی کند در مسند تمکین شاه

چون نهد بر خم می پشت فراغت میفروش

۳

ضعف پیری را دوا کردم طلب گفت آن حکیم

نوجوانی جوی و بر رویش شراب لعل نوش

۴

در چمن از لذت گفت و شنید وصف تو

غنچه ها یکسر دهان گشتند و گلها جمله گوش

۵

داغ بر دل رخنه بر جان سر به صحرا داده ای

گله گله بی زبانان را بدین داغ و دروش

۶

رخ نمودی جامی از وصف تو چون بندد زبان

کار بلبل نیست وقت گل که بنشیند خموش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـوش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هوشپوش
  2. مگذرانسروش
  3. شاهمیفروش
  4. حکیمنوش
  5. توگوش
  6. ایدروش
  7. زبانخموش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.