غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دل نه خرم، سبزه و گل در نظر خرم چه سود

دردرون جان جراحت بر برون مرهم چه سود

۱

صورت آدم تن و معنیش جان روشن است

معنی آدم نداری صورت آدم چه سود

۲

دل پراکنده ست چشم از این و آن بستن که چه

خانه را صد رخنه در دیوار، در محکم چه سود

۳

پیش چشم تیزبین عالم ندارد نقض غیر

نیستی چون تیزبین نظاره عالم چه سود

۴

تشنه را در بادیه چون کوزه ز آب آمد تهی

کوزه ها پر آب گرد چشمه زمزم چه سود

۵

روز هجرم سوخت کم ده وعده شبهای وصل

سبزه چون شد خشک بر وی تری شبنم چه سود

۶

نام حاتم می نهد بر خواجه مرد مدح سنج

خواجه چون ممسک بود همنامی حاتم چه سود

۷

جز در انگشت سلیمان نیست خاتم را اثر

چون نه انگشت سلیمانی بود خاتم چه سود

۸

شاهد نظم تو جامی چون نیامد دلفریب

از خط خوش بر عذارش جعد خم در خم چه سود

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چه سودقافیه: ـم۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. سودسود
  2. استسود
  3. چهسود
  4. غیرسود
  5. تهیسود
  6. وصلسود
  7. سنجسود
  8. اثرسود
  9. دلفریبسود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.