غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

برد شوخی دل ز من اما نخواهم گفت کیست

گر برند از تن سرم قطعا نخواهم گفت کیست

۱

آن که ما را در جدایی سوخت سر تا پا چو شمع

گر مرا سوزند سر تا پا نخواهم گفت کیست

۲

گرچه دریا شد کنار از اشک و این هر جا رسید

گوهر مقصود ازین دریا نخواهم گفت کیست

۳

نیکوان در چشم من بسیار آیند و روند

آن که دارد در دل و جان جا نخواهم گفت کیست

۴

سرو بالایان بسی می بینم اما آن که نیست

کس به حسن و لطف ازو بالا نخواهم گفت کیست

۵

دارم از شیرین لبی شوری ندانم چون کنم

کین نخواهد یافت تسکین تا نخواهم گفت کیست

۶

یار بی مهر و وفا می خواند جامی را به طعن

گفت خود را دان که من اینها نخواهم گفت کیست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نخواهم گفت کیستقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. کیستکیست
  2. شمعکیست
  3. رسیدکیست
  4. روندکیست
  5. نیستکیست
  6. کنمکیست
  7. طعنکیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.