در نعت بقا نیست کسی با تو مشارک
وجه تو بود باقی و باقی همه هالک
۱هرجا زده ز اسماء تو آدم دم انبا
«سبحانک لا علم لنا» گفته ملایک
۲از ظلمت زلفت نتوان برد برون راه
گر نور جمالت نشود رهبر سالک
۳در سلک مساکین تو سکان صوامع
وز خیل ممالیک تو شاهان ممالک
۴عابد ز تو محجوب به تکمیل عبادات
حاجی ز تو محروم به تحقیق مناسک
۵از عام کالانعام مجو همت پاکان
معراج ملائک نبود کار اولئک
۶باحرص و هوا نیست غزا طاقت واعظ
رعنای مجالس نبود مرد معارک
۷گفتی بدرآی از همه تا با تو درآیم
فالقلب فداء لک والروح کذلک
۸جامی به غم عشق تواز فضل تو افتاد
مولای کما کنت تفضلت فبارک
۹