که گوید سلام من مستهام
به جانان که کردهست در جان مقام
۱در او بس که گم کردهام خویش را
نمیدانم او کیست یا من کدام
۲همه اوست من در میان کیستم
نماندهست با من ز من غیر نام
۳اگر من به حرمت سلامش کنم
فمنه علیه یکون السلام
۴وگر او به رحمت خطابم کند
فمنه الیه یعود الکلام
۵بتان جان پا کند و ساری درآن
جمال ازل همچو باده مدام
۶ز جامی چه عیب ار خورد جام را
چو در مشربش عین بادهست جام
۷