اگر پرده برخیزد از روی کار
نبینی درین پرده جز روی یار
۱بدانی چو ظاهر شود پردگی
که هم پرده او بود و هم پرده دار
۲به هر نقش بندی چو پرده ازان
به بیرون در مانده ای پرده وار
۳درون را ازین نقشها پاک کن
که شاید بیابی درین پرده بار
۴به پرده درون نیست الا یکی
ز پرده برون است چندین شمار
۵گر از پرده وحدت آید برون
هزاران جهان بل هزاران هزار
۶مپندار جامی که داند نشست
به دامان وحدت ز کثرت غبار
۷