کشته خنجر عشق است دل زنده ما
غرق جمعیت او وقت پراکنده ما
۱بخیه بر وصله پیوند کسان کم زده ایم
دست تجرید بود بخیه کش ژنده ما
۲گر بخندیم مکن عیب که چون غنچه بود
پرده پوش دل آغشته به خون خنده ما
۳نقش تقویم ازل زایچه طالع ماست
عطف دامان ابد دولت پاینده ما
۴چیست درگوش وی از ماه نو این حلقه زر
گر نه دولت عشق است فلک بنده ما
۵هست جوینده چو یابنده ندانیم چراست
درد نایاب نصیب دل جوینده ما
۶جامی آفاق پر است از رقم عشق و هنوز
هست ازین حرف خجل کلک سرافکنده ما
۷