غزلیاتشمارهٔ ۳۸۵ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلمنبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریساقی برآمد ابر بهارانشد سبزه و گل خرم ز باران۱ژاله گهر ریخت در جام لالهلاله علم زد بر کوهساران۲نرگس گشاده چشمی پر اخترشب تا سحر چون شب زنده داران۳صحرا گرفتند خلوت نشینانپیمان شکستند پرهیزگاران۴خوش آنکه گیرد چون لاله ساغربر روی سبزه با گلعذاران۵کرده بنفشه بر فوت فرصتدراعه نیلی چون سوگواران۶جامی خمش کن کان تازه گل راهمچو تو بلبل باشد هزاران۷