غزلیات

شمارهٔ ۳۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نهال قد تو آمد عصای پیری ما

به راستان که مکش سر ز دستگیری ما

۱

تو را که دیده ز جاه و جمال خویش پر است

چه التفات به مسکینی و فقیری ما

۲

تو آفتاب بلندی و ما چو ذره حقیر

بود بلندی قدر تو از حقیری ما

۳

ز مهر روی تو گشتیم شاه کشور عشق

کجا به عقل رسد منصب وزیری ما

۴

اسیر بند فراقیم مهربانی کو

که با تو شرح کند محنت اسیری ما

۵

ندیده ایم جز این سرخرویی از دیده

که یافت رنگ بقم چهره زریری ما

۶

جریده رو که گزیر است جامی از همه چیز

همین ز دولت عشق است ناگزیری ما

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ماقافیه: ـیری۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ماما
  2. استما
  3. حقیرما
  4. عشقما
  5. کوما
  6. دیدهما
  7. چیزما

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.