غزلیات

شمارهٔ ۴۰۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تا کی از جان خود جدا بودن

به ازین بودن است نابودن

۱

یارو دادن به بیوفایی خط

من و سربر خط وفا بودن

۲

کرده ام در صف سگانش جای

طاقتم نیست هیچ جا بودن

۳

لب ز دشنام من نمی بندد

جرم من چیست در دعا بودن

۴

شاهد و می نصیب دست رساست

نارساییست پارسا بودن

۵

عشق با عافیت نیاید راست

عاشقی چیست مبتلا بودن

۶

یار بیگانه پرور و جامی

نسزد با وی آشنا بودن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بودنقافیه: ـا۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. بودننابودن
  2. خطبودن
  3. جایبودن
  4. بنددبودن
  5. رساستبودن
  6. راستبودن
  7. جامیبودن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.