غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بیا ای ساقی گلرخ می گلرنگ گردان کن

به روی گل گل از می مجلس ما را گلستان کن

۱

نباشد مفلسان شب نشین را دسترس شمعی

سوی ویرانه ما آی و کار ماه تابان کن

۲

به سختی می رود جان از تنم نادیده دیدارت

رخت بنمای و جان دادن بر این دلخسته آسان کن

۳

دل من نامه درد است و عنوان چهره پرخون

اگر مضمون نمی خوانی نظر در نقش عنوان کن

۴

ز خون کس به دستت رنگ و تیغت زنگ نپسندم

رقیبان را به شغل کشتن عشاق فرمان کن

۵

هلاک جان ما خواهی کمان ابروانت را

ز مژگان تیر ساز و تیر را از غمزه پیکان کن

۶

خراسان معدن عشق است و خوبی جامیا دل نه

به داغ عشق خوبان یا برو ترک خراسان کن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کنقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کن» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. کنکن
  2. شمعیکن
  3. دیدارتکن
  4. پرخونکن
  5. نپسندمکن
  6. راکن
  7. نهکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.