غزلیات

شمارهٔ ۴۰۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مه ترکی زبان من نداند فارسی چندان

چو گویم بوسه ده مشکل نهد بر فارسی دندان

۱

پریرم بود در دل شوق او چندان که می مردم

چو آمد دی دو چندان گشت و هست امروز صد چندان

۲

ز غیرش دیده دربستم مکن گو جا به دل هر بت

که این شهریست از آمد شد بیگانه دربندان

۳

چه حاصل گر شد از سندان دلهایش تنم حلقه

چو نگشاید دری بر روی من زین حلقه و سندان

۴

نه یوسف داشت تنها محنت زندان که چون یوسف

به زندان رفت بی او بر زلیخا شد جهان زندان

۵

من ابر نوبهارم او گل خندان عجب نبود

اگر باشم به باغ دهر من گریان و او خندان

۶

بتان فرزند و جامی نیست جز یعقوب غمدیده

که مشعوف جمال یوسف است از جمله فرزندان

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـندان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چنداندندان
  2. مردمچندان
  3. بتدربندان
  4. حلقهسندان
  5. یوسفزندان
  6. نبودخندان
  7. غمدیدهفرزندان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.