صبح خیزان بین به صدر کعبه مهمان آمده
جان عالم دیده و در عالم جان آمده
۱آستان خاص سلطان سلاطین داده بوس
پس به بار عام پیش صفهٔ مهمان آمده
۲کعبه برکرده عربوار آتشی کز نور آن
شب روان در راه منزل منزل آسان آمده
۳کعبه استقبالشان فرموده هم در بادیه
پس همه ره با همه لبیک گویان آمده
۴شب روان چون کرم شب تابند صحرائی همه
خفتگان چون کرم قز زنده به زندان آمده
۵کعبه برخوانی نشانده فاقه زدگان را به ناز
کز نیاز آنجا سلیمان مور آن خوان آمده
۶بر سر آن خوان عزت نسر طائر دان مگس
بلکه پر جبرئیل آنجا مگس ران آمده
۷از برای خوان کعبه ماه در ماهی دو بار
گاه سیمین نان و گه زرین نمکدان آمده
۸رستهٔ دندان از در سلطان به دست خاصگان
از بن دندان طفیل هفت مردان آمده
۹پیش دندان از در سلطان به دست خاصگان
دوستکانی سر به مهر خاص سلطان آمده
۱۰مصطفی استاده خوان سالار و رضوان طشتدار
هدیه دندان مزد خاص و عام یکسان آمده
۱۱هم خلال از طوبی و هم آبدست از سلسبیل
بلکه دست آب همه تسکین رضوان آمده
۱۲آسمان آورده زرین آبدستان ز افتاب
پشت خم پیش سران چون آبدستان آمده
۱۳خضر جلابی به دست از آبدست مصطفی
کوست ظلمات عرب را آب حیوان آمده
۱۴فاقه پروردان چو پاکان حواری روزهدار
کعبه همچون خوان عیسی عید ایشان آمده
۱۵یوسفان در پیش خوان کعبه صاع استان چنانک
پیش یوسف قحط پروردان کنعان آمده
۱۶خوان کعبه جان موسی را همی ماند که هست
تسع آیاتش به جای سبع الوان آمده
۱۷بر سر آن خون دل پاکان چو مرغان بهشت
نیمهای گویا و دیگر نیمه بریان آمده
۱۸کعبه در تربیع همچون تخت نرد مهره باز
کعبتین تنها و نراد انسی و جان آمده
۱۹نقش یک تنها به روی کعبتین پیدا شده
پس شش و پنج و چهار و سه دو پنهان آمده
۲۰هر حسابی کرده بر حق ختم چون نرد زیاد
هر که شش پنجی زده یک بر سر آن آمده
۲۱عالمان چون خضر پوشیده، برهنه پا و سر
نعل پیشان همسر تاج خضر خان آمده
۲۲صوفیان رکوه پر آب زندگانی چون خضر
همچو موسی در عصاشان جان ثعبان آمده
۲۳هو و هو گریان مریدان هوی هوی اندر دهان
چون صدف تن غرق اشک و سینه عطشان آمده
۲۴ز آه ایشان گه الف چون سوزن عیسی شده
گاه همچون حلقهٔ زنجیر مطران آمده
۲۵آتشین حلقه ز باد افسرده و جسته ز حلق
رفته ساق عرش را خلخال پیچان آمده
۲۶ز آهشان یک نیمهٔ مسمار در دوزخ شده
باز دیگر نیمه طوق حلق شیطان آمده
۲۷ای مربعخانهٔ نور از خروش صادقان
چون مسدس خان زنبوران پر افغان آمده
۲۸کعبه همچون شاه زنبوران میانجا معتکف
عالمی گردش چو زنبوران غریوان آمده
۲۹چون مشبک خان زنبوران ز آه عاشقان
بس دریچه کاندرین بام نه ایوان آمده
۳۰آفتاب اشتر سواری بر فلک بیمار تن
در طواف کعبه محرموار عریان آمده
۳۱خون قربان رفته در زیر زمین تا پشت گاو
گاو بالای زمین از بهر قربان آمده
۳۲بر زمین الحمد الله خون حیوان بسته نقش
بر هوا تسبیح گویان جان حیوان آمده
۳۳کعبه در ناف زمین بهتر سلاله از شرف
کاندر ارحام وجود از صلب فرمان آمده
۳۴کعبه خاتون دو کون او را در این خرگاه سبز
هفت بانو بین پرستار شبستان آمده
۳۵صبح و شام او را دو خادم، جوهر و عنبر به نام
این ز روم آن از حبش سالار کیهان آمده
۳۶خادمانش بر دو طفلانند اتابک و آن دو را
گاهواره بابل و مولد خراسان آمده
۳۷خال مشک از روی گندمگون خاتون عرب
عشاقان را آرزوبخش و دلستان آمده
۳۸کعبه صرافی، دکانش نیم بام آسمان
بر یکی دستش محک زر ایمان آمده
۳۹بر محک کعبه کو جنس بلال آمد به رنگ
هر که را زر بولهب روی است شادان آمده
۴۰بر سیاهی سنگ اگر زرت سپید آید نه سرخ
ز آن سپیدی دان سیاهی روی دیوان آمده
۴۱سنگ زر شبرنگ لیکن صبحوار از راستی
شاهد هر بچه کز خورشید در کان آمده
۴۲در سیاهی سنگ کعبه روشنائی بین چنانک
نور معنی در سیاهی حرف قرآن آمده
۴۳زمزم آنگه چون دهانی آب حیوان در گلو
وان دهان را میم لب چون سین دندان آمده
۴۴پیش عیسیدم چه زمزم صلیب دلو چرخ
سرنگون بیآب چون چاه زنخدان آمده
۴۵مصطفی کحال عقل و کعبه دکان شفاست
عیسی آنجا کیست هاونکوب دکان آمده
۴۶عیسی اینک پیش کعبه بسته چون احرامیان
چادری کان دست ریس دخت عمران آمده
۴۷کعبه را از خاصیت پنداشته عود الصلیب
کز دم ابن الله او را امصبیان آمده
۴۸از اانتش «همزه» مسمار و «الف» داری شده
بر چینین داری ز عصمت کافها خوان آمده
۴۹گر حرم خون گرید از غوغای مکه حق اوست
کز فلاخشان فراز کعبه غضبان آمده
۵۰بر خلاف عادت اصحاب فیل است ای عجب
بر سر مرغان کعبه سنگباران آمده
۵۱مکیان چو ماکیانان بر سر خود کرده خاک
چکز خروس فتنهشان آواز خذلان آمده
۵۲بوقبیس آرامگاه انبیا بوده مقیم
باز عصیانگاه اهل بغی و عصیان آمده
۵۳کرده عیسی نامی از بالای کعبه خیبری
واندر او مشتی یهودی رنگ فتان آمده
۵۴زود بینام از جلال کعبهٔ مریم صفت
خیبر وارون عیسی گرد ویران آمده
۵۵من به چشم خویش دیدم کعبه را کز زخم سنگ
اشکبار از دست مشتی نابسامان آمده
۵۶کرده روح القدس پیش کعبه پرها را حجاب
تا بر او آسیب سنگ از اهل طغیان آمده
۵۷بوقبیس از شرم کعبه رفته در زلزال خوف
کعبه را از روی ضجرت رای ثهلان آمده
۵۸کعبه در شامی سلب چون قطره در تنگی صدف
یا صدف در بحر ظلمانی گروگان آمده
۵۹کعبه قطب است و بنیآدم بنات النعشوار
گرد قطب آسیمه سر شیدا و حیران آمده
۶۰کعبه هم قطب است و گردون راست چون دستاس زال
صورت دستاس را بر قطب دوران آمده
۶۱کعبه روغن خانهای دان و روز و شب گاو خراس
گاو پیسه گرد روغن خانه گردان آمده
۶۲کعبه شمع و روشنان پروانه و گیتی لگن
بر لگن پروانه را بین مست جولان آمده
۶۳کعبه گنج است و سیاهان عرب ماران گنج
گرد گنج آنک صف ماران فراوان آمده
۶۴کعبه، شان شهد و کانزر درست است ای عجب
خیل زنبوران و مارانش نگهبان آمده
۶۵