قصایدشمارهٔ ۶۵ - مطلع دوم خاقانیشاعرخاقانیمجموعهقصایدقالبقصیدهوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریگوئیی کز عشق او یک شهر جان افشاندهاندزر و سر بر عشوهٔ آن عشوهدان افشاندهاند۱بر امیدی کز شکر سازد لبش تسکین جانهم گلاب از دیده و هم ناردان افشاندهاند۲آسمان پل بر سر آن خاکیان خواهد شکستکاب روی اندر ره آن دلستان افشاندهاند۳کم ز مرغ نامه آور نیست نزد بیدلانیاسج ترکان غمزهش کز کمان افشاندهاند۴سوزن عیسی میانش رشتهٔ مریم لبشرومیان زین رشک زنار از میان افشاندهاند۵عشق بازان رخش خاقانی آسا عقل و جانپیش تخت بوالمظفر اخستان افشاندهاند۶