قصاید

شمارهٔ ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدین خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سر چه سنجد که هوش می‌بشود

تن چه ارزد که توش می‌بشود

۱

دلم از خون چو خم به جوش آمد

جان چو کف ز او به جوش می‌بشود

۲

منم آن بید سوخته که به من

دیده راوق فروش می‌بشود

۳

چون گریزد دل از بلا که جهان

بر دلم تخته پوش می‌بشود

۴

من ز گریه نیم خموش ولیک

مرغ جانم خموش می‌بشود

۵

ساقی غم که جام جام دهد

عمر در نوش نوش می‌بشود

۶

بختم آوخ که طفل گرینده است

که به هر لحظه روش می‌بشود

۷

طفل بد را که گریهٔ تلخ است

به که در خواب نوش می‌بشود

۸

خواب آشفته دیده بودم دوش

عالم امشب چو دوش می‌بشود

۹

آه کز مردن امام شهاب

آه من سخت کوش می‌بشود

۱۰

دلم از راه گوش بیرون شد

بیم آن بد که هوش می‌بشود

۱۱

نه به دل بودم این سخن نه به گوش

که دل از راه گوش می‌بشود

۱۲

ای دریغ ای دریغ چندان رفت

کآسمان پر خروش می‌بشود

۱۳

تف آه از دلم سرشته به خون

سبحه سوز سروش می‌بشود

۱۴

به وفاتش امام انجم را

ردی زر ز دوش می‌بشود

۱۵

داغ بر دل زیاد خاقانی

گر ز دل یاد اوش می‌بشود

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌بشودقافیه: ـوش۱۶ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌بشودمی‌بشود
  2. آمدمی‌بشود
  3. منمی‌بشود
  4. جهانمی‌بشود
  5. ولیکمی‌بشود
  6. دهدمی‌بشود
  7. استمی‌بشود
  8. استمی‌بشود
  9. دوشمی‌بشود
  10. شهابمی‌بشود
  11. شدمی‌بشود
  12. گوشمی‌بشود
  13. رفتمی‌بشود
  14. خونمی‌بشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲۴ شعر) قرار دارد.