آمد بهار و بخت که عشرت فزا شود
از هر طرف هزار گل فتح وا شود
۱گلشن شود نشیمن سلطان نوبهار
چون بهر شاه تخت مرصع بنا شود
۲کان زر و جواهر بحر در و گهر
شد جمع تا نشیمن بحر سخا شود
۳برگش زمرد است و گلش لعل آبدار
گلزار تخت شه که بر آب بقا شود
۴توران سزد به پادشهی کز سر پری
لعلی به صد هزار بدخشان بها شود
۵شد وقت کز نسیم قدوم بهار ملک
در باغ تخت غنچهٔ یاقوت وا شود
۶عید قدم مبارک نوروز مژده داد
کامسال تازه از پی هم فتحها شود
۷عید مبارک است کزان پای بخت شاه
چون شاهدان ز خون عدو پرحنا شود
۸خاقانی عید آمد و خاقان به یمن خود
هر کار کز خدای بخواهد روا شود
۹