با یاد تو زهر بر شکر خندد
با روی تو شام بر سحر خندد
۱درماه نو از چه روی میخندی
کآن روی به آفتاب برخندد
۲عاشق همه زهر خندد از عشقت
گر عشق این است ازین بتر خندد
۳آنجا که تو تیر غمزه اندازی
آفاق بر آهنین سپر خندد
۴وآنجا که من از جگر کشم آهی
عشاق بر آتش سقر خندد
۵من در غم تو عقیق میگریم
دانم که عقیق تو شکر خندد
۶چون لعل تو بیند اشک خاقانی
از شرم چو گل به پوست درخندد
۷