قصایدشمارهٔ ۱۳۲ - در ستایش بهاء الدین محمد دبیر خوارزم شاه تکش بن ایل ارسلان خاقانیشاعرخاقانیمجموعهقصایدقالبقصیدهوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریطفلی و طفیل توست آدمخردی و زبون توست عالم۱پروردهٔ جزع توست عیسیآبستن لعل توست مریم۲تا چشم تو ریخت خون عشاقزلف تو گرفت رنگ ماتم۳از عارض و روی و زلف داریطاووس و بهشت و مار با هم۴در سینهٔ ما خیال قدتطوبی است در آتش جهنم۵آویختی آفتاب را دوشاز سلسلههای جعد پر خم۶ما را که کند مسلم آنجاکخورشید نمیشود مسلم۷جان خاک شود به طمع جرعهچون رطل طرب کشی دمادم۸با لذت طعنهٔ تو دل رافرسوده شد آرزوی مرهم۹خاقانی خاک درگه توستاو را چه محل که آسمان هم۱۰هرچند جهان گرفت طبعشدر مدحت فیلسوف اعظم۱۱ذوالفخر بهاء دین محمدمقصود نظام عقد عالم۱۲