غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دل زخم تو را سپر ندارد

آماج تو جز جگر ندارد

۱

شرط است که بر بساط عشقت

آن پای نهد که سر ندارد

۲

وین طَرفه که در هوای وصلت

آن مرغ پرد که پر ندارد

۳

عشق تو چو چنبر اجل شد

کس نه که بر او گذر ندارد

۴

در درد توام، تو فارغ از من

کس دردی ازین بتر ندارد

۵

خاقانی از آن توست دریاب

کو جز تو کسی دگر ندارد

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نداردقافیه: ـر۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نداردندارد
  2. عشقتندارد
  3. وصلتندارد
  4. شدندارد
  5. منندارد
  6. دریابندارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.