بوسهگهِ آسمان نعل سمند تو باد
نوردِه آفتاب بخت بلند تو باد
۱خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر
گردن گردنکشان رام کمند تو باد
۲تا رخ و موی تو را درنرسد چشم بد
مردمِ آن چشمها جمله سپند تو باد
۳خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
۴نامزد نیکوئی بر درِ ایوان توست
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
۵عشق تو را تا ابد جای ز جان من است
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
۶من چه سگم ای دریغ کآمده در بند تو
آنکه مَنَش بندهام بستهٔ بند تو باد
۷سرمهٔ خاقانی اَست خاک سر کوی تو
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
۸