غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن مفاعلن فعولن مفاعلن

به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست

سلامت کرانه کرد، خود اندر میان نشست

۱

برآمد سپاه عشق به میدان دل گذشت

درآمد خیال دوست در ایوان جان نشست

۲

مرا باز تیغ صبر بفرسود و زنگ خورد

مگر رنگ بخت داشت بر او زنگ از آن نشست

۳

فغان از بلای عشق که در جانم اوفتاد

تو گفتی خدنگ بود که در پرنیان نشست

۴

مرا دی فریب داد که خاقانی آن ماست

به امید این حدیث چگونه توان نشست

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نشستقافیه: ـان۴ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نشست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نشستنشست
  2. گذشتنشست
  3. خوردنشست
  4. اوفتادنشست
  5. ماستنشست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.