در عشق تو عافیت حرام است
آن را که نه عشق پخت، خام است
۱کس را ز تو هیچ حاصلی نیست
جز نیستیی که بر دوام است
۲صدساله ره است راه وصلت
با داعیهٔ تو نیمگام است
۳شهری ز تو مست عشق و ما هم
این باد ندانم از چه جام است
۴ز آن نیمه که پاکبازی ماست
با درد تو داو ما تمام است
۵ز آنجا که جفای توست بر ما
دیدار تو تا ابد حرام است
۶هر دل ز تو با هزار داغ است
هر داغی را هزار نام است
۷خاقانی را ز دل خبر پرس
تا داغ به نام او کدام است
۸