یارب آن خال بر آن لب چه خوش است
بر هلالش نُقَط از شب چه خوش است
۱دهنش حلقهٔ تنگ زره است
نقطه بر حلقهٔ مَرکب چه خوش است
۲مه سپر کرده و شب ماه سپر
به سپر برزده کوکب چه خوش است
۳بر لبش خال ز گازم اثر است
اثر گاز بر آن لب چه خوش است
۴زلف دستارچه و غبغب طوق
زیر دستارچه غبغب چه خوش است
۵گوشوارش به پناه خَمِ زلف
خوشه در سایهٔ عقرب چه خوش است
۶دل در آن زلف معنبر چه نکوست
مرغ در دام معقرب چه خوش است
۷پشت دست آینهٔ روی کند
او بدان آینه مُعجب چه خوش است
۸سنبلش لرزد و گل خوی گیرد
آن خوی و لرزهٔ بیتب چه خوش است
۹بر درش حلقه به گوشم چو درش
از در آن ناله مرتب چه خوش است
۱۰کشت چشمش دل خاقانی را
او بدین واقعه یارب چه خوش است
۱۱