قصاید

شمارهٔ ۵۷ - قصیده خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

بس بس ای طالع خاقانی چند

چند چندش به بلا داری بند

۱

جو به جو راز دلش دانستی

که به یک نان جوین شد خرسند

۲

مدوانش که دوانیدن تو

مرکب عزم وی از پای فکند

۳

مرغ را چون بدوانند نخست

بکشندش ز پی دفع گزند

۴

به ازو مرغ نداری، مدوان

ور دوانیدی کشتن مپسند

۵

کس ندیده است نمد زینش خشک

سست شد لاشه به جاییش ببند

۶

مچشانش به تموز آب سقر

مفشان بر سر آتش چو سپند

۷

فصل با حورا، آهنگ به شام

وصل با حوران خوش‌تر به خجند

۸

هم توانیش به تبریز نشاند

هم توانیش ز شروان بر کند

۹

طفل‌خو گشت میازارش بیش

بر چنین طفل مزن بانگ بلند

۱۰

دایگی کن به نوازش که نزاد

پانصد هجرت ازو به فرزند

۱۱

نیست جز اشک کسش هم زانو

نیست جز سایه کسش هم پیوند

۱۲

حکم حق رانش چون قاضی خوی

نطق دستانش چون پیر مرند

۱۳

از برون در خوی خوییش مدار

وز درونش دل مجروح مرند

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـند۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چندبند
  2. دانستیخرسند
  3. توفکند
  4. نخستگزند
  5. مدوانمپسند
  6. خشکببند
  7. سقرسپند
  8. شامخجند
  9. نشاندکند
  10. بیشبلند
  11. نزادفرزند
  12. زانوپیوند
  13. خویمرند
  14. مدارمرند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲۴ شعر) قرار دارد.