مدار ملک جهان بر مجاهد الدین است
که چرخ بارگه احتشام او زیبد
۱امیر عادل سلطان دل و خلیفه همم
که حصن شام و عرب از حسام او زیبد
۲قباد قلعه ستان قهرمان افسر بخش
که صاحب افسر ایران غلام او زیبد
۳نه نه قباد مخوان کیقباد خوانش از آنک
قباد چاوش روز سلام او زیبد
۴اتابک است ز بهر نشام گوهر ملک
ملک شهی که مجاهد نظام او زیبد
۵دوم نظام و سوم جعفر است لا ولله
که داغ ناصیهٔ هر دو نام او زیبد
۶فلک جنیبه کش اوست بلکه از سر قدر
جنیبهوار فلک در لگام او زیبد
۷حلی گردن خورشید و طوق جید اسد
ز عکس خنجر مریخ فام او زیبد
۸جهان به پرچم و طاس و رماح او نازد
کز این دو مادت نور و ظلام او زیبد
۹سوار همتش از عرش مرکبی دارد
که زیور شه انجم ستام او زیبد
۱۰فراخ بال کند عدل تنگ قافیه را
چنان که چرخ ردیف دوام او زیبد
۱۱بلند بال کند جود پست قامت را
چنان که عرش به بالای نام او زیبد
۱۲طراز خاصه ز اقبال عام او شاید
حصار عامه ز انعام عام او زیبد
۱۳اگر زمانه ز نام کرام حرز کند
مجاهد الدین حرز کرام او زیبد
۱۴هنوز عهد مقامات مهدی ار نرسید
امیر عادل قائم مقام او زیبد
۱۵کسی که درگه جنت مثال او بگذاشت
حمیم دوزخیان قوت کام او زیبد
۱۶نعامهای که به ترک هوای مرغان گفت
ز خبث آتش و آهن طعام او زیبد
۱۷به پای همت او هفت چرخ شش گام است
که فرق هشت جنان زیر گام او زیبد
۱۸روان حاتم طائی و جان معن یمن
زکات خواه سخای مدام او زیبد
۱۹مگر که بخل شبی بر کرم شبیخون کرد
چنان که از صفت ناتمام او زیبد
۲۰براند رای مجاهد سپاه بر سر بخل
بدان کمین که ز حزم تمام او زیبد
۲۱برید و بست سر بخل را به تیغ کرم
چنین غزا صفت انتقام او زیبد
۲۲زمانه حیدر اسلام خواندش پس ازین
که ذوالفقار ظفر در نیام او زیبد
۲۳هزار جان سکندر صفات خضر صفا
نثر چشمهٔ حیوان جام او زیبد
۲۴اگر تنم نه زبان موی میکند به ثناش
به جای موی سنان بر مسام او زیبد
۲۵به سعی اوست جهانگیر گشته سیف الدین
که پر نسر فلک بر سهام او زیبد
۲۶منم که گردن من وامدار خدمت اوست
که گردن ملکان زیر وام او زیبد
۲۷هزار فصل بدیع است و صد چو فضل ربیع
هزار مرغ چو من بو تمام او زیبد
۲۸ز خسروان جهان خود مجاهد الدین است
که مرغ همت ما صید دام او زیبد
۲۹ز صد هزار خلف یک خلف بود چو حسین
که نفس احمد بختی رام او زیبد
۳۰ز صد هزاران بختی یکی نجیب آید
که کتف احمد جای زمام او زیبد
۳۱عروس طبع بر او عقد بستم از سر عقل
بدان صداق که از اهتمام او زیبد
۳۲اگر به جود بها بر نهد عروس مرا
به قیمتی که فزاید خرام او زیبد
۳۳جهان پیر به ناکام و کام بندهٔ اوست
که بکر بخت جوان جفت کام او زیبد
۳۴جناب موصل ازو مکهٔ مبارک باد
که جملگی ممالک به کام او زیبد
۳۵اگرچه باز سپید است جان خاقانی
کبوتر حرم است احترام او زیبد
۳۶