چو آسمان ورق عهد مقتفی بنوشت
برآمد آیت مستنجد از صحیفهٔ حال
۱چو صبح صادق دین را نهفت ظل ابد
برآمد از پس صبح آفتاب عرش ظلال
۲چه آفتاب که سهمش چو آفتاب از ابر
روان کند خوی تب لرزه از مسام جبال
۳چو در چهار در ملک شد به چهار جهت
مثال نور فرستاد آفتاب مثال
۴که آفتاب چو کرد از هوا صحیفهٔ سیم
مثال نور نویسد بر او قلم تمثال
۵ببین مثال خلافت به دست نور الدین
که بهر دست سلاطین کنند حِرز کمال
۶فلک چو عود صلیبش بر اختران بندد
که صرعدار بوند اختران به گاه زوال
۷خجسته نائب صدر الخلافه عون الدین
که از شمایلش آبستن است باد شمال
۸چو پیک خواجه به دار الخلافه باز رسد
سلام بنده رساند به آستان جلال
۹دریغ تنگ مجال است و برنمیتابد
که راندمی به ثنای خلیفه سحر حلال
۱۰