این غَر غَرچه جغد دمن است
نیست او را چو همای اصل کریم
۱چون کلاغ است نجس خوار و حسود
چون خروس است زناکار و لئیم
۲هست چون قمری طناز و وقیح
هست چون طوطی غماز و ندیم
۳چون عقابالجور آرندهٔ جور
چون غُرابالبیْن آرندهٔ بیم
۴نیست در قصر شهان شاهینوار
هست بر کنگرهها کُنگُر دیم
۵نیست طغرل شرف و عنقا نام
هست هدهد لقب و کرکس خیم
۶گه چو دمسیجک از شاخ به شاخ
گاه چون شبپرک از تیم به تیم
۷رهبر دیو چو طاووس مدام
مایهٔ فسق چو عُصفور مقیم
۸تا که خاقانی بلبل سخن است
اوست چون باشه گهِ باد عقیم
۹بس که شد دشمن این باز سپید
تاش چون زاغ سیه گشت گلیم
۱۰زود بینام به شمشیر ملک
سر او چون دُم خَطّاف دو نیم
۱۱