قطعات

شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قطعات
قالب
قطعه
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

اهل دلی ز اهل روزگار نیابی

انس طلب چون کنی که یار نیابی

۱

گر دگری ز اتفاق هم‌نفسی یافت

چون تو بجوئی به اختیار نیابی

۲

خوش نفسی نیست بی‌گرانی کامروز

نافهٔ بی ثَرب در تتار نیابی

۳

آینهٔ خاک تیره کار چه بینی

ز آینهٔ تیره نور کار نیابی

۴

روز وفا آفتاب زرد گذشته است

شب خوشی از لطف روزگار نیابی

۵

نقطهٔ کاری کناره کن که زره را

ساز جز از نقطهٔ کنار نیابی

۶

بر سر بازار دهر خاک چه بیزی

کآخر ازین خاک جز غبار نیابی

۷

دهر همانا که خاکبیزتر از توست

زآنکه دو نقدش به یک عیار نیابی

۸

بگذر ازین آبگون پلی که فلک راست

کآب کرم را در او گذار نیابی

۹

قاعده عمر زیر گنبد بی‌آب

گنبد آب است که‌استوار نیابی

۱۰

دست طمع کفچه چون کنی که به هر دم

طعمی ازین چرخ کاسه‌وار نیابی

۱۱

چرخ تهی کز پی فریب تو جنبد

کاسهٔ یوزه است که‌ش قرار نیابی

۱۲

کشت کرم را نه خوشه ماند و نه دانه

کاهی ازین دو به کشت‌زار نیابی

۱۳

خاک جگر تشنه را ز کاس کریمان

از نم جرعه امیدوار نیابی

۱۴

جرعه بود یادگار کاس و بر این خاک

بوئی از آن جرعه یادگار نیابی

۱۵

یاد تو خاقانیا ز داد چه سود است

کز ستم دهر زینهار نیابی

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیابیقافیه: ـار۱۶ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیابینیابی
  2. یافتنیابی
  3. کامروزنیابی
  4. بینینیابی
  5. استنیابی
  6. رانیابی
  7. بیزینیابی
  8. توستنیابی
  9. راستنیابی
  10. بی‌آبنیابی
  11. دمنیابی
  12. جنبدنیابی
  13. دانهنیابی
  14. کریماننیابی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعات (۳۶۲ شعر) قرار دارد.