نیست سالم دو ده ولی به سخن
نُه فلک یک جوان ندیده چو من
۱لیکن ار فضل هست، دولت نیست
فضل بیدولت اسم بیمعنی است
۲گرچه طعنم زنند مشتی دون
چه توان کرد؟ الجنون فنون
۳کین نجویم گر آن دراز شود
طعنهشان خود به عکس باز شود
۴کان صفت کوه را تواند بود
کز صدا باز گوید آنچه شنود
۵آن صدا را تو زو چه پنداری
جز گران جانی و سبکساری
۶