قطعات

شمارهٔ ۴۴ - در ذم غرور به مال خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قطعات
قالب
قطعه
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مشو خاقانیا مغرور دولت

که دولت سایهٔ ناپایدار است

۱

به دولت هر که شد غره چنان دان

که میدانش آتش و او نی‌سوار است

۲

چو صبح است اول و چون گل به آخر

که این کم عمر آن اندک قرار است

۳

به رنگی کز خم نیلی فلک خاست

مشو خرم که رنگ سوگوار است

۴

در آن منگر که نیل او سراب است

که خود نیلش سراب عمر خوار است

۵

بسا دولت که محنت زادهٔ اوست

که خاکستر ز آتش یادگار است

۶

بسا محنت که دولت، آخر اوست

که دی مه را نتیجه نوبهار است

۷

سر دولت غرور است و میان لهو

به پایانش زوال روزگار است

۸

به می ماند که می فسق است ز اول

میانه مستی و آخر خمار است

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـار۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. دولتاست
  2. داناست
  3. آخراست
  4. خاستاست
  5. استاست
  6. اوستاست
  7. اوستاست
  8. لهواست
  9. اولاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعات (۳۶۲ شعر) قرار دارد.