بخش
رباعیات خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۳۵۱ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۳۵۱).
- مورد منتشرشده
- ۳۵۱
- صفحه
- ۲۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۸۱رباعی شمارهٔ ۸۱خاقانی اسیر یار زرگر نسب استدل کوره و تن شوشهٔ زرین سلب استخواندن رباعی ‹
- ۸۲رباعی شمارهٔ ۸۲تا یار عنان به باد و کشتی داده استچشمم ز غمش هزار دریا زاده استخواندن رباعی ‹
- ۸۳رباعی شمارهٔ ۸۳از غدر فلک طعن خسان صعبتر استوز هر دو فراق غم رسان صعبتر استخواندن رباعی ‹
- ۸۴رباعی شمارهٔ ۸۴خاقانی از آن شاه بتان طمع گسستدر کار شکستهای چو خود دل دربستخواندن رباعی ‹
- ۸۵رباعی شمارهٔ ۸۵غم بر دل خاقانی ترسان بنشستگو بر لب آب و آتش آسان بنشستخواندن رباعی ‹
- ۸۶رباعی شمارهٔ ۸۶آن بت که ز عشق او سرم پر سوداستنقش کژ او هیچ نمیگردد راستخواندن رباعی ‹
- ۸۷رباعی شمارهٔ ۸۷آن گل که به رنگ طعنه در می کرده استبا عارض تو برابر کی کرده استخواندن رباعی ‹
- ۸۸رباعی شمارهٔ ۸۸ای صید شده مرغ دلم در دامتمن عاشق آن دو لعل میگون فامتخواندن رباعی ‹
- ۸۹رباعی شمارهٔ ۸۹غار سپید است پناهی دهدتوز بالش نقره تکیهگاهی دهدتخواندن رباعی ‹
- ۹۰رباعی شمارهٔ ۹۰قالب نقش بندی لاهوت استگلخن ابلیس و چه هاروت استخواندن رباعی ‹
- ۹۱رباعی شمارهٔ ۹۱دانی ز جهان چه طرف بربستم هیچوز حاصل ایام چه در دستم هیچخواندن رباعی ‹
- ۹۲رباعی شمارهٔ ۹۲هیچ است وجود و زندگانی هم هیچوین خانه و فرش باستانی هم هیچخواندن رباعی ‹
- ۹۳رباعی شمارهٔ ۹۳خاقانی اساس عمر غم خواهد بودمهر و ستم فلک به هم خواهد بودخواندن رباعی ‹
- ۹۴رباعی شمارهٔ ۹۴استاد علی خمره به جوئی داردچون من جگری و دست و روئی داردخواندن رباعی ‹
- ۹۵رباعی شمارهٔ ۹۵هر روز فلک کین من از سر گیردبر دست خسان مرا زبونتر گیردخواندن رباعی ‹
- ۹۶رباعی شمارهٔ ۹۶خاقانی وام غم نتوزد چه کندچون گفت بلاست لب ندوزد چه کندخواندن رباعی ‹
