هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
رباعی ۸۱ خیام
روزی که نهالِ عمر من کنده شود،
و اجزام ز یک دگر پراکنده شود
گر زان که صراحیی کُنند از گِل من،
حالی که ز باده پُر کنی زنده شود
هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
روزی که نهالِ عمر من کنده شود،
و اجزام ز یک دگر پراکنده شود
گر زان که صراحیی کُنند از گِل من،
حالی که ز باده پُر کنی زنده شود