بخش
هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] خیام
این بخش از «ترانههای خیام (صادق هدایت)» خیام است و ۲۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۲۷).
- مورد منتشرشده
- ۲۷
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱رباعی ۷۴گر من ز می مُغانه مستم، هستمگر کافِر و گَبْر و بتپرستم، هستمخواندن رباعی ‹
- ۲رباعی ۷۵مِی خوردن و شاد بودن آیین من استفارغ بودن ز کفر و دین، دین من استخواندن رباعی ‹
- ۳رباعی ۷۶من بی مِی ناب زیستن نتْوانمبی باده، کشیدِ بارِ تن نتْوانمخواندن رباعی ‹
- ۴رباعی ۷۷امشب می جامِ یک مَنی خواهم کردخود را به دو جامِ می غنی خواهم کردخواندن رباعی ‹
- ۵رباعی ۷۸* چون مُرده شوم، خاکِ مرا گُم سازیداحوالِ مرا عبرتِ مردم سازیدخواندن رباعی ‹
- ۶رباعی ۷۹* چون درگذرم به باده شویید مراتلقین ز شرابِ ناب گویید مراخواندن رباعی ‹
- ۷رباعی ۸۰* چندان بخورم شراب، کاین بوی شرابآید ز تُراب، چون روم زیرِ تُرابخواندن رباعی ‹
- ۸رباعی ۸۱روزی که نهالِ عمر من کنده شود،و اجزام ز یک دگر پراکنده شودخواندن رباعی ‹
- ۹رباعی ۸۲* در پای اجل چو من سرافکنده شوموز بیخِ امیدِ عمر برکنده شومخواندن رباعی ‹
- ۱۰رباعی ۸۳* یاران به موافقت چو دیدار کنیدباید که زِ دوست یاد بسیار کنیدخواندن رباعی ‹
- ۱۱رباعی ۸۴* آنانکه اسیر عقل و تمییز شدنددر حسرتِ هست ونیست ناچیز شدندخواندن رباعی ‹
- ۱۲رباعی ۸۵* ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریمبا اینهمه مستی، از تو هشیارتریمخواندن رباعی ‹
- ۱۳رباعی ۸۶شیخی به زنی فاحشه گفتا مستیهر لحظه به دامِ دگری پابستیخواندن رباعی ‹
- ۱۴رباعی ۸۷* گویند که دوزخی بُوَد عاشق و مستقولیست خلاف، دل در آن نتوان بستخواندن رباعی ‹
- ۱۵رباعی ۸۸گویند بهشت و حورعین خواهد بودو آنجا می ناب و اَنْگَبین خواهد بودخواندن رباعی ‹
- ۱۶رباعی ۸۹* گویند: بهشت و حور و کوثر باشدجوی می و شیر و شهد و شکّر باشدخواندن رباعی ‹
