بخش

هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] خیام

این بخش از «ترانه‌های خیام (صادق هدایت)» خیام است و ۲۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۲۷).

مورد منتشرشده
۲۷
صفحه
۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۲۷ مورد · نمایش ۱۷ تا ۲۷)

  1. ۱۷رباعی ۹۰* گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش استمن می‌گویم که آب انگور خوش استخواندن رباعی ‹
  2. ۱۸رباعی ۹۱کس خُلْد و جَحیم را ندیده‌ است ای دلگویی که از آن جهان رسیده‌ است ای دل؟خواندن رباعی ‹
  3. ۱۹رباعی ۹۲* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشتاز اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشتخواندن رباعی ‹
  4. ۲۰رباعی ۹۳چون نیست مقام ما در این دهر مُقیمپس بی می و معشوق خطایی است عظیمخواندن رباعی ‹
  5. ۲۱رباعی ۹۴چون آمدنم به من نَبُد روز نخستوین رفتنِ بی‌مراد عَزمی‌ست درستخواندن رباعی ‹
  6. ۲۲رباعی ۹۵چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخپیمانه چو پر شود، چه شیرین و چه تلخخواندن رباعی ‹
  7. ۲۳رباعی ۹۶* جُز راهِ قَلَندرانِ میخانه مپویجز باده و جز سَماع و جز یار مجویخواندن رباعی ‹
  8. ۲۴رباعی ۹۷* ساقی غمِ من بلند‌آوازه شده‌ استسرمستیِ من برون ز اندازه شده‌ استخواندن رباعی ‹
  9. ۲۵رباعی ۹۸* تُنْگی میِ لَعْل خواهم و دیوانیسَدّ‌ِ رَمَقی باید و نصف نانیخواندن رباعی ‹
  10. ۲۶رباعی ۹۹* من ظاهرِ نیستی و هستی دانممن باطنِ هر فراز و پستی دانمخواندن رباعی ‹
  11. ۲۷رباعی ۱۰۰از من رَمَقی به سعی ساقی مانده‌ استوَزْ صحبتِ خلق، بی‌وِفاقی مانده‌ استخواندن رباعی ‹