بخش
ذرات گردنده [۷۳-۵۷] خیام
این بخش از «ترانههای خیام (صادق هدایت)» خیام است و ۱۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۷).
- مورد منتشرشده
- ۱۷
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱رباعی ۵۷از تن چو برفت جان پاک من و توخشتی دو نهند بر مَغاکِ من و توخواندن رباعی ‹
- ۲رباعی ۵۸* هر ذره که بر روی زمینی بوده استخورشیدرُخی، زُهرهجَبینی بوده استخواندن رباعی ‹
- ۳رباعی ۵۹ای پیرِ خردمند پِگَهْتر برخیزوان کودکِ خاکبیز را بنگر تیزخواندن رباعی ‹
- ۴رباعی ۶۰بنگر ز صبا دامن گل چاک شدهبلبل ز جمال گُل طَرَبناک شدهخواندن رباعی ‹
- ۵رباعی ۶۱ابر آمد و زار بر سرِ سبزه گریستبی بادهٔ گُلرنگ نمیشاید زیستخواندن رباعی ‹
- ۶رباعی ۶۲چون ابر به نوروز رخِ لاله بشست،بر خیز و به جامِ باده کن عزمِ درست،خواندن رباعی ‹
- ۷رباعی ۶۳هر سبزه که بر کنار جویی رُستهاست،گویی ز لبِ فرشتهخویی رستهاست؛خواندن رباعی ‹
- ۸رباعی ۶۴مِی خور که فلک بهر هلاک من و توقصدی دارد به جانِ پاک من و توخواندن رباعی ‹
- ۹رباعی ۶۵دیدم به سرِ عمارتی مردی فردکاو گِل به لگد میزد و خوارش میکردخواندن رباعی ‹
- ۱۰رباعی ۶۶بردار پیاله و سبو ای دلجوبرگَرْد به گِردِ سبزهزار و لبِ جوخواندن رباعی ‹
- ۱۱رباعی ۶۷بر سنگ زدم دوش سبوی کاشیسرمست بُدَم چو کردم این اوباشیخواندن رباعی ‹
- ۱۲رباعی ۶۸زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرریپُر کن قَدَحی بخور، به من دِهْ دگریخواندن رباعی ‹
- ۱۳رباعی ۶۹* بر کوزهگری پریر کردم گذریاز خاک همینمود هر دَم هنریخواندن رباعی ‹
- ۱۴رباعی ۷۰* هان کوزهگرا بپای اگر هشیاریتا چند کنی بر گِل مردم خواری؟خواندن رباعی ‹
- ۱۵رباعی ۷۱در کارگه کوزهگری کردم رایبر پلهٔ چرخ دیدم استاد بهپایخواندن رباعی ‹
- ۱۶رباعی ۷۲این کوزه چو من عاشق زاری بوده استدر بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده استخواندن رباعی ‹
