چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال
دارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
۱گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم
گاه کند فربهم تا نروم در جوال
۲چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر
چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال
۳چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست
چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال
۴گویمش ای آفتاب بر همه دلها بتاب
جمله جهان ذرهها نور خوشت را عیال
۵سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب
هر نظری را نما بیسخنی شرح حال
۶بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک
منع مکن از جلال پرتو نور جلال
۷جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها
نور شود جمله روح عقل شود بیعقال
۸ای که میش خوردهای از چه تو پژمردهای
باغ رخش دیدهای باز گشا پر و بال
۹باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست
باقی این بایدت رو شب و فردا تعال
۱۰