غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

آمده‌ام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم

ور تو بگوییم که نی؛ نی شکنم؛ شکر برم

۱

آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعلهٔ نظر برم

۲

آمده‌ام که ره زنم؛ بر سر گنج شَه زنم

آمده‌ام که زر برم؛ زر نبرم خبر برم

۳

گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکن

گر ز سرم کُلَه برد؛ من ز میان کمر برم

۴

اوست نشسته در نظر؛ من به کجا نظر کنم؟

اوست گرفته شهر دل؛ من به کجا سفر برم؟

۵

آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند

پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم

۶

گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود

تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

۷

آنک ز تاب روی او نور، صفا به دل کشد

و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

۸

در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام

وز سر رشک نام او، نام رخ قمر برم

۹

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من

گفت بخور! نمی‌خوری؛ پیش کسی دگر برم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برمقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. برمبرم
  2. نهانبرم
  3. زنمبرم
  4. شکنبرم
  5. کنمبرم
  6. می‌کندبرم
  7. خودبرم
  8. کشدبرم
  9. گشته‌امبرم
  10. منبرم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.