میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم
۱از دل و جان سکستهام بر سر ره نشستهام
قافله خیال را بهر لقاش می زنم
۲غیر طواشی غمش یا یلواج مرهمش
هر چه سری برون کند بر سر و پاش می زنم
۳این دل همچو چنگ را مست خراب دنگ را
زخمه به کف گرفتهام همچو سه تاش می زنم
۴دل که خرید جوهری از تک حوض کوثری
خفت و بها نمیدهد بهر بهاش می زنم
۵شب چو به خواب می رود گوش کشانش می کشم
چون به سحر دعا کند وقت دعاش می زنم
۶لذت تازیانهام کی برسد به لاشهاش
چون که گمان برد که من بهر فناش می زنم
۷گر قمر و فلک بود ور خرد و ملک بود
چونک حجاب دل شود زود قفاش می زنم
۸گفتم شیشه مرا بر سر سنگ می زنی
گفت چو لاف عشق زد تیغ بلاش می زنم
۹هر رگ این رباب را ناله نو نوای نو
تا ز نواش پی برد دل که کجاش می زنم
۱۰در دل هر فغان او چاشنی سرشتهام
تا نبری گمان که من سهو و خطاش می زنم
۱۱خشمِ شهانْ گهِ عطا خنجر و گرز می زند
من به سخاش می کشم من به عطاش می زنم
۱۲سخت لطیف می زنم دیده بدان نمیرسد
دل که هوای ما کند همچو هواش می زنم
۱۳خامش باش زین حنین پرده راست نیست این
راه شماست این نوا پیش شماش می زنم
۱۴