روی تو چو نوبهار دیدم
گل را ز تو شرمسار دیدم
۱تا در دل من قرار کردی
دل را ز تو بیقرار دیدم
۲من چشم شدم همه چو نرگس
کان نرگس پرخمار دیدم
۳در عشق روم که عشق را من
از جمله بلا حصار دیدم
۴از ملک جهان و عیش عالم
من عشق تو اختیار دیدم
۵خود ملک توی و جان عالم
یک بود و منش هزار دیدم
۶من مردم و از تو زنده گشتم
پس عالم را دو بار دیدم
۷ای مطرب اگر تو یار مایی
این پرده بزن که یار دیدم
۸در شهر شما چه یار جویم
چون یاری شهریار دیدم
۹چون در بر خود خوشش فشردم
آیین شکرفشار دیدم
۱۰چون بستم من دهان ز گفتن
بس گفتن بیشمار دیدم
۱۱چون پای نماند اندر این ره
من رفتن راهوار دیدم
۱۲سر درنکشم ز ضر که بیسر
سرهای کلاه دار دیدم
۱۳بس کن که ملول گشت دلبر
بر خاطر او غبار دیدم
۱۴