تو هر جزو جهان را بر گذر بین
تو هر یک را رسیده از سفر بین
۱تو هر یک را به طمع روزی خود
به پیش شاه خود بنهاده سر بین
۲مثال اختران از بهر تابش
فتاده عاجز اندر پای خور بین
۳مثال سیلها در جستن آب
به سوی بحرشان زیر و زبر بین
۴برای هر یکی از مطبخ شاه
به قدر او تو خوان معتبر بین
۵به پیش جام بحرآشام ایشان
تو دریای جهان را مختصر بین
۶وانها را که روزی روی شاه است
ز حسن شه دهانش پرشکر بین
۷به چشم شمس تبریزی تو بنگر
یکی دریای دیگر پرگهر بین
۸