غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)

ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او

عقل و خرد خیره او دل شکرآکنده او

۱

چیست مراد سر ما ساغر مردافکن او

چیست مراد دل ما دولت پاینده او

۲

چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه او

رستم و حمزه کی بود کشته و افکنده او

۳

چون سوی مردار رود زنده شود مرد بدو

چون سوی درویش رود برق زند ژنده او

۴

هیچ نرفت و نرود از دل من صورت او

هیچ نبود و نبود همسر و ماننده او

۵

ملک جهان چیست که تا او به جهان فخر کند

فخر جهان راست که او هست خداونده او

۶

ای خنک آن دل که توی غصه و اندیشه او

ای خنک آن ره که توی باج ستاننده او

۷

عشق بود دلبر ما نقش نباشد بر ما

صورت و نقشی چه بود با دل زاینده او

۸

گفت برانم پس از این من مگسان را ز شکر

خوش مگسی را که توی مانع و راننده او

۹

نقش فلک دزد بود کیسه نگهدار از او

دام بود دانه او مرده بود زنده او

۱۰

بس کن اگر چه که سخن سهل نماید همه را

در دو هزاران نبود یک کس داننده او

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: اوقافیه: ـنده۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. اواو
  2. اواو
  3. اواو
  4. بدواو
  5. اواو
  6. کنداو
  7. اواو
  8. مااو
  9. شکراو
  10. اواو
  11. رااو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.