سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو
جان پر و بال میزند در طرب هوای تو
۱آتش آب میشود عقل خراب میشود
دشمن خواب میشود دیده من برای تو
۲جامه صبر میدرد عقل ز خویش میرود
مردم و سنگ میخورد عشق چو اژدهای تو
۳بند مکن رونده را گریه مکن تو خنده را
جور مکن که بنده را نیست کسی به جای تو
۴آب تو چون به جو رود کی سخنم نکو رود
گاه دمم فرودرد از سبب حیای تو
۵چیست غذای عشق تو این جگر کباب من
چیست دل خراب من کارگه وفای تو
۶خابیه جوش میکند کیست که نوش میکند
چنگ خروش میکند در صفت و ثنای تو
۷عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم
دید مرا که بیتوام گفت مرا که وای تو
۸دیدم صعب منزلی درهم و سخت مشکلی
رفتم و ماندهام دلی کشته به دست و پای تو
۹