غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو

کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو

۱

هیچ نمیرد آتشی ز آتش دیگر ای پسر

ای دل من ز عشق خون‌، خون مرا به خون مشو

۲

چند گریختم نشد سایه من ز من جدا

سایه بود موکلم گرچه شوم چو تار مو

۳

نیست جز آفتاب را قوّت دفع سایه‌ها

بیش کند کمش کند این تو ز آفتاب جو

۴

ور دو هزار سال تو در پی سایه می‌دوی

آخر کار بنگری تو سپسی و پیش او

۵

جرم تو گشت خدمتت رنج تو گشت نعمتت

شمع تو گشت ظلمتت بند تو گشت جست و جو

۶

شرح بدادمی ولی پشت دل تو بشکند

شیشه دل چو بشکنی سود نداردت رفو

۷

سایه و نور بایدت هر دو به هم ز من شنو

سر بنه و دراز شو پیش درخت اتقوا

۸

چون ز درخت لطف او بال و پری برویدت

تن زن چون کبوتران بازمکن بقوبقو

۹

چغز در آب می‌رود مار نمی‌رسد بدو

بانگ زند خبر کند مار بداندش که کو

۱۰

گرچه که چغز حیله‌گر بانگ زند چو مار هم

آن دم سست چغزیش بازدهد ز بانگ بو

۱۱

چغز اگر خمش بدی مار شدی شکار او

چونک به کنج وا رود گنج شود جو و تسو

۱۲

گنج چو شد تسوی زر کم نشود به خاک در

گنج شود تسوی جان چون برسد به گنج هو

۱۳

ختم کنم بر این سخن یا بفشارمش دگر

حکم تو راست من کیم ای ملک لطیف‌خو

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـو۱۳ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. بگودو
  2. پسرمشو
  3. جدامو
  4. سایه‌هاجو
  5. می‌دویاو
  6. نعمتتجو
  7. بشکندرفو
  8. شنواتقوا
  9. برویدتبقوبقو
  10. بدوکو
  11. همبو
  12. اوتسو
  13. درهو
  14. دگرلطیف‌خو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.