هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو
هله ای ماه که نغزت رخ و رخسار مرو
۱در همه روی زمین چشم و دل باز که راست
مکن آزار مکن جانب اغیار مرو
۲مبر از یار مبر خانه اسرار مسوز
گل و گلزار مکن جانب هر خار مرو
۳مکن ای یار ستیزه دغل و جنگ مجوی
هله آن بار برفتی مکن این بار مرو
۴بنده و چاکر و پرورده و مولای توایم
ای دل و دین و حیات خوش ناچار مرو
۵هله سرنای توام مست نواهای توام
مشکن چنگ طرب را مسکل تار مرو
۶هله مخمور چه نالی بر مخمور دگر
پهلوی خم بنشین از بر خمار مرو
۷هله جان بخش بیا ای صدقات تو حیات
به از این خیر نباشد به جز این کار مرو
۸خاتم حسن و جمالی هله ای یوسف دهر
سوی مکاری اخوان ستمکار مرو
۹هله دیدار مهل برمگزین فکر و خیال
از عیان سر مکشان در پی آثار مرو
۱۰هله موسی زمان گرد برآر از دریا
دل فرعون مجو جانب انکار مرو
۱۱هله عیسی قران صحت رنجور گران
از برای دو سه ترسا سوی زنار مرو
۱۲هله ای شاهد جان خواجه جانهای شهان
شیوه کن لب بگز و غبغبه افشار مرو
۱۳هله صدیق زمانی به تو ختم است وفا
جز سوی احمد بگزیده مختار مرو
۱۴جبرئیل کرمی سدره مقام و وطنت
همچو مرغان زمین بر سر شخسار مرو
۱۵تو یقین دار که بیتو نفسی جان نزید
در احسان بگشا و پس دیوار مرو
۱۶همه رندان و حریفان و بتان جمع شدند
وقت کار است بیا کار کن از کار مرو
۱۷هله باقی غزل را ز شهنشاه بجوی
همگی گوش شو اکنون سوی گفتار مرو
۱۸